قطب الدين الراوندي
687
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
هم كه در قرآن آمده بر آسانگيرى است : « ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » « 1 » و « يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ » « 2 » و پيامبر نيز مىگويد : « بعثت بالحنيفية السمحة السهلة » . محال است چنين شريعتى همهء اين مراتب و واسطهها را كه بر شمرديم نجس بداند . شايد كسى بگويد اين فرض ، محال است و به مجرّد تصوّرات وهمى نمىتوان از احكام شرعى دست برداشت . در پاسخ بايد بگوييم كه چنين شخصى از وقوع مكرر امثال آنچه ذكر شد و حتى شديدتر از آن در تمامى سالها غفلت كرده است . مثلاً در هنگام بارش باران و آب شدن برفها در شهر بزرگى مانند اصفهان كافى است كه سگى در آن حال در گوشهاى از ميدان آن شهر تردّد كند و موجب تنجيس ميدان و مسجد مشهورى كه كنار آن است گردد . لباس عابرين و نمازگزاران تا يك يا دو روز بعد نجس شده و بازار و محلههاى نزديك آن نيز پس از گذشت پنج يا شش روز همگى نجس شده و بيشتر از بيست روز نمىگذرد كه ديگر هيچ چيز طاهر و پاكى يافت نمىشود و همهء اشياء - تفصيلاً و يا اجمالاً - نجس مىگردد و كم كم نجاست به روستاهاى نزديك و از آن جا به جاهاى دور تر سرايت مىكند . اين تنها در فرض وجود يك نجاست ( سگ ) آن هم فقط در يك مكان ( ميدان شهر ) بود ، در صورتى كه خيابانها از انواع مختلف نجاست پر است و بدون شك خيابانهاى حرمين شريفين در زمان پيامبر ( ص ) تميزتر از خيابانهاى فعلى نبوده است . اوّلين كسى كه در اين مسأله ضرورت را مطرح كرد به گمانم استاد يگانه ، آقا محمد باقر بهبهانى بود كه ديگرن نيز از او پيروى كردند . در ايام مجاورت ما در حائر شريف حسينى در بيشتر شبها جلسه علمى با حضور
--> ( 1 ) . حجّ ، آيهء 78 . ( 2 ) . بقره ، آيهء 185 .